غیبت کارگردان در نمایش تراستی ها > پیام نفتون
تاریخ انتشار: پنجشنبه 02 مهر 1405
غیبت کارگردان در نمایش تراستی ها

  غیبت کارگردان در نمایش تراستی ها

آدرس کوتاه
امتیاز: Article Rating

رضا وثوقی

روزنامه نگار نفت 

 

مردی از اهالی ده به سفری چند روزه رفت، در نبودش دزد به خانه اش زد، کدخدا و اهل ده بر درِ خانه ی غارت شده گردآمدند،هرکسی که رسید مالباخته را « شماتت» کرد، یکی می گفت چرا قفل مرغوب بر در نگذاشتی، دیگری می گفت باید سگی به پاسبانی می داشتی، کدخدا میگفت تقصیر از توست که درخانه مال و منال پنهان کردی، کسی هم گفت اصلا نباید خانه را تنها رها می کردی. 

مالباخته بی نوا سری به تاسف تکان داد و گفت: بی انصافها حداقل یک بار هم «دزد» را شماتت کنید که به خانه ام زده! 

 

این روایت، چیزی شبیه قصه ی این روزهای تراستی هاست. «مُدِ روز » شده، همه از تراستی ها و تریدرها حرف می زنند، فحش می دهند و مطالبه شفافیت دارند، چه بسا افرادی هم هستند که سوار بر موج، خود را « متخصص» تحلیل ماجرای تراستی ها می دانند! اما بازیگردان و کارگردان «نمایش تراستی» ها را حتی عمدا" از یاد برده اند.  

 

غایب بزرگ روایت این روزهای تراستی ها در فضای اقتصاد ایران، خودِ «تحریم» است. 

 

شرکت ملی نفت بیش از شصت سال، شانه به شانه غولهای نفتی جهان، در بازار نفت فعالیت می‌کرد، کارش را خوب بلد بود و بلد هست، کمتر مجموعه ای در منطقه هم به گَرد پایش می رسید، این معماری تحریم های بی سابقه آمریکا و متحدانش بود که نظم کاری شرکت ملی نفت را برهم ریخت، «نفتِ رسمی ایران» را از بازار حذف کرد و آن را به این وضعیت انداخت. 

 

تراستی ها کاسبان تحریم هستند؟ اظهر من الشمس است، کسی هم شکی در این واقعیت ندارد. اما فراموش کردن عمدی  «خودِ تحریم» و انتقاد به شرکت نفت و وزارت نفت ، بدون شماتت واضعان تحریم، مشابه سرزنش کردن مرد مالباخته و فراموشی «دزدِ خانه» است. 

 

کارِ بازاریابی و حمل و فروش نفت ایران،  از «سرِ شکم سیری» یا تفریح، دست بازیگرانی غیر از شرکت ملی نفت نیفتاده، بلکه راهی غیر از آن وجود نداشته است. تصمیم بر اجرای این روش هم هیچ ربطی به مجموعه نفت نداشته است. 

 

وقتی دریافتِ «حتی یک محموله» از سوی پالایشگران جهان با مبداء شرکت نفت ایران امکان پذیر نیست یا باید «درِ چاه های نفت» را بست یا باید روش دیگری برقرار کرد، شیوه «تریدر نفتی و تراستی بانکی» همان راه حل ناگزیر بوده است، البته که خطا و مخاطره هم داشته و دارد. من هم دفاعی از این شیوه ندارم، اما هرکسی که ادعا دارد فروش نفت ایران، اکنون روشی « غیرمعمولی» در جهان است خوب است ثابت کند کجای جهان این سطح از تحریم مورد به مورد، «معمولی» است؟ 

 

یک غایب مهم دیگر در موج ضدتراستی اخیر هم، «نظام بانکی» کشور است. که به صورتی مرموز از تمام تحلیل های مساله ی فروش نفت حذف شده و کسی از آن یادی نمی کند، عجیب است که تمرکز انتقادها بر مجموعه نفت سوار شده و عجیب تر اینکه اساسا کسی نمی گوید این تراستی هایی که « خونِ ملت» را در شیشه کرده اند، «تراستی های بانکی» هستند و ربطی به صنعت نفت ندارند. 

 

« خالی خوانی » که حالا همه متخصص تحلیل و نقد آن شده اند، «باگِ» سیستم بانکی است نه نفت. اما گویا فعلا دیوار نفت، کوتاه است و متهم کردنش آسان. 

 

ای کاش بجای موج عمومیِ انتقاد از دزدیِ تراستی ها، موج انتقاد به « اساسِ تحریم های ضدایرانی» در افکار عمومی پدید می آمد. تا تحریم هست از این زمینه های پراز فساد هم در کشور هست. 

 

خلاصه کردنِ «روایتِ فسادِ اصلِ تحریم» به «ماجرای ۴ تراستی »، چیزی جز « گم‌گردن رّد فساد» در لابلای هیاهوی افکارعمومی نیست.

 

 

ثبت امتیاز
نظرات
در حال حاضر هیچ نظری ثبت نشده است. شما می توانید اولین نفری باشید که نظر می دهید.
ارسال نظر جدید

تصویر امنیتی
کد امنیتی را وارد نمایید: