اروپا در تنگنای باج دهی به ترامپ/ اگر اوکراین را می خواهید باید پول روی میز بگذارید   > پیام نفتون
تاریخ انتشار: شنبه 29 آذر 1404
اروپا در تنگنای باج دهی به ترامپ/ اگر  اوکراین را می خواهید باید پول روی میز بگذارید  

  اروپا در تنگنای باج دهی به ترامپ/ اگر اوکراین را می خواهید باید پول روی میز بگذارید  

آدرس کوتاه
امتیاز: Article Rating

 نوشته : گِرِگوار روس

 منبع:  اندیشکده چتم هاوس

ترجمه: ماهور وثیق – سرویس ترجمه نفتون

اروپا اگر می‌خواهد در آنچه در ادامه درباره اوکراین رخ می‌دهد باید پول را روی میز بگذارد و نقشی داشته باشد .تعهد هزار میلیارد یورویی بهترین شانس اروپا برای جلوگیری از به حاشیه رانده شدن میز مذاکره اوکراین و روسیه است.  یک واقعیت سخت وجود دارد که اروپا باید آن را درک کند: اصول اخلاقی دیگر در واشنگتن برایتان نفوذ نمی‌خرند. بلکه پول این کار را میکند.

نزدیک به یک سال پس از آغاز دومین دوره ریاست‌جمهوری دونالد ترامپ، اروپا (اتحادیه اروپا و همسایگان اروپایی‌اش) باید به‌سرعت با این واقعیت کنار بیاید که نگاه آمریکا به جهان کاملاً معامله‌محور است . نگاهی که اتحادها را همچون ردیف‌هایی در دفتر حساب و شرکا را مانند مشتریانی می‌بیند که باید هزینه کنند.

الگو کاملاً واضح است: پول، دسترسی می‌خرد و پول، نفوذ می‌خرد. کسانی که با تعهدهای سرمایه‌گذاری، بسته‌های مالی یا خریدهای دفاعی وارد واشنگتن می‌شوند، راهشان باز می‌شود. کسانی که این کار را نمی‌کنند، بیرون در می‌مانند.

وقتی پول بر دیپلماسی غلبه می‌کند

سوابق طولانی و بدون ابهام هستند. در دوره اول ریاست‌جمهوری‌اش، دونالد ترامپ با صدای بلند از تعهدات دفاعی و سرمایه‌گذاری آمریکا در عربستان سعودی به ارزش «۱۱۰ میلیارد دلار» تبلیغ می‌کرد. رقمی که بسیار مورد بحث بود اما از سوی کاخ سفید به‌شدت بازتعریف و تبلیغ شد. او موضع قبلی خود در برابر قطر را پس از آن تغییر داد که دوحه پرتفوی سرمایه‌گذاری خود در آمریکا را با یک تعهد ۴۵ میلیارد دلاری گسترش داد و از کره جنوبی خواست پرداخت‌های حمایت میزبان از نیروهای آمریکایی را به مبلغ بی‌سابقه ۵ میلیارد دلار در سال افزایش دهد.

«اروپا اگر می‌خواهد بر سر نتیجه در اوکراین اثرگذار باشد، نمی تواند به تاریخ، ارزش‌ها یا وفاداری به اتحادها اتکا کند. باید پول بیاورد، پول جدی»

از زمان بازگشت ترامپ به قدرت در سال ۲۰۲۵، همین منطق نه تنها حفظ شده بلکه تشدید هم شده است. رئیس‌جمهور آمریکا به دنبال سرمایه‌های صندوق‌های ثروت حاکمیتی خلیج فارس رفته، از سرمایه‌گذاری‌های صندوق سرمایه‌گذاری عمومی عربستان سعودی، مبادله امارات و QIA قطر در فناوری و زیرساخت آمریکا تعریف کرده، و توافقات تجاری جدید با قزاقستان و ازبکستان را ستوده است. کشورهایی از آسیای مرکزی که او مانند یک بازار سرمایه‌گذاری برای جلب توجه سیاسی با آنها رفتار می‌کند. او مرتباً از توافق‌های عظیم فناوری مثل برنامه سرمایه‌گذاری ۶۰۰ میلیارد دلاری اپل در آمریکا و پروژه‌های غول‌پیکر حوزه تکنولوژی تمجید می‌کند.

این همان محیطی است که اروپا در آن فعالیت می‌کند. این بلوک اگر می‌خواهد بر روند اوکراین اثر بگذارد، نمی تواند فقط به تاریخ، ارزش‌ها یا وفاداری به اتحادها تکیه کند. باید پول، آن هم پول قابل‌توجه، روی میز بیاورد.

اما چرا پول، به‌ویژه بر ترامپ، مؤثر است؟  

نگاه دونالد ترامپ دهه‌هاست که ثابت مانده. اتحادها دارایی‌هایی هستند که باید برایشان پول پرداخت شود. او مدت‌هاست که ناتو را با ادبیات حسابداری توصیف می‌کند و نگرانی‌های اروپا را زمانی که پشتوانه مالی ندارند، نادیده می‌گیرد.

این یعنی اروپا به اهرم واقعی نیاز دارد. نه وعده. نه برنامه‌های تدریجی. پول واقعی، همین حالا. تنها یک تعهد بزرگ و فوری، اروپا را در جایگاهی قرار می‌دهد که ترامپ برایش احترام قائل است: پرداخت‌کنندگان جدی.

نکته طنز ماجرا اینجاست که اروپا بر پایه اقتصادی‌ای نشسته که رئیس‌جمهور آمریکا مرتباً از آن تعریف می‌کند، دومین اقتصاد بزرگ جهان،  اما از آن به‌صورت راهبردی استفاده نمی‌کند. اگر اراده سیاسی در اروپا هماهنگ شود، می‌تواند بدون نیاز به بازنویسی معاهدات، یک بسته عظیم هزار میلیارد یورویی برای اوکراین و بازدارندگی آماده کند. ابزارهای عملی کردن این کار همین حالا هم وجود دارند.

۵ ابزار در زرادخانه مالی اروپا

اروپا روش‌های متعددی برای فراهم کردن یک بسته هزار میلیارد یورویی دارد.

1: چارچوب مالی چندساله اتحادیه اروپا (MFF) است که هنوز سقف‌ها و تضمین‌های استفاده‌نشده دارد. اصلاحات هدفمند ،مشابه بسته تقویتی سال ۲۰۲۳، می‌تواند به‌سرعت ده‌ها میلیارد یورو آزاد کند.

2: وام‌گیری مشترک است. بسته محرک «نسل آینده اروپا» در سال ۲۰۲۰ ثابت کرد که اروپا می‌تواند با اعتماد بازار، در مقیاس بزرگ وام بگیرد. ماریو دراگی حتی در گزارش رقابت‌پذیری خود تشویق کرده که این نوع وام‌گیری باید گسترش یابد و استدلال می‌کند که رتبه اعتباری جمعی اروپا یک «دارایی راهبردی» است که باید برای رقابت‌پذیری، امنیت انرژی و دفاع به‌کار گرفته شود. ظرفیت فعلی انتشار اوراق سازمان نسل بعدی اتحادیه اروپا(NGEU) ۸۰۶ میلیارد یورو است. اکنون باید مشابه همین سازوکار برای امنیت ایجاد شود.

«اروپا به یک «نسل آینده امنیت» واقعی نیاز دارد: یک سازوکار تأمین مالی مشترک در ابعاد ۳۰۰ تا ۴۰۰ میلیارد یورو.»

اتحادیه اروپا با راهبرد ProtectEU گامی به‌سوی یک اتحادیه امنیت‌محورتر برداشته، اما این طرح فاقد آن مقیاس و معماری وام‌گیری مشترکی است که سازمان نسل بعدی اتحادیه اروپا(NextGenerationEU) را قدرتمند کرد.

اروپا باید یک ابزار واقعی «نسل آینده امنیت» ایجاد کند: سازوکاری در حدود ۳۰۰–۴۰۰ میلیارد یورو که بتواند ظرفیت صنعتی دفاعی، حمایت بلندمدت از اوکراین و تقسیم بار قابل رؤیت را تأمین کند. آن هم در سطحی که حتی یک کاخ سفید کاملاً معامله‌محور نیز نتواند آن را نادیده بگیرد.

3: پیش‌پرداخت‌های ملی و تضمین‌های دولتی است. دولت‌های عضو همین حالا متعهد شده‌اند هزینه‌های دفاعی را به ۲ درصد تولید ناخالص داخلی یا بیشتر برسانند. تسریع این افزایش‌ها، صدور تضمین‌های ملی یا مشارکت در یک صندوق مشترک، می‌تواند طی چند سال، ۳۰۰ میلیارد یورو دیگر فراهم کند. «صندوق ویژه» آلمان (Sondervermögen) نشان می‌دهد که چگونه چنین بسته‌هایی می‌توانند وقتی لحظه سیاسی مورد انتظار فرا برسد، به‌سرعت شکل بگیرند.

4: بانک سرمایه‌گذاری اروپا (EIB) است. یکی از بزرگ‌ترین وام‌دهندگان عمومی جهان است که ظرفیت لازم را دارد تا از طریق تضمین‌ها، تأمین مالی ترکیبی و سرمایه‌گذاری مشترک، ۱۰۰ تا ۱۵۰ میلیارد یورو برای ظرفیت صنعتی مرتبط با دفاع، از جمله تولید مهمات، توانمندی‌های سایبری، زیرساخت ایمن و فناوری‌های دوگانه بسیج کند.

گزارش دراگی تأکید کرده که اروپا باید سرمایه عمومی بیشتری را به سمت بخش‌های راهبردی هدایت کند و سطح بالاتری از ریسک محاسبه‌شده را بپذیرد تا قدرت صنعتی خود را بازسازی کند. بانک سرمایه‌گذاری اروپا دقیقاً می‌تواند این کار را انجام دهد اما تنها زمانی که اختیارات سیاسی قوی‌تری دریافت کند و دولت‌های عضو محدودیت‌های موجود برای حمایت از پروژه‌های امنیتی را کاهش دهند.

5: دارایی‌های مسدودشده روسیه یک «نیروی تقویت کننده» مهم‌اند. علی‌رغم عقب‌گرد اخیر، اروپا در حال پیشبرد استفاده از سودهای بادآورده دارایی‌های مسدودشده روسیه برای حمایت از اوکراین است. این منابع، هرچند از نظر سیاسی حساس‌اند، اما اعتبار اروپا را در موضع مالی بالا می‌برند و برای رئیس‌جمهور آمریکا نشانه جدیتی واقعی خواهند بود.

اروپا از نوشتن یک چک بزرگ چه به دست می‌آورد؟

در کنار هم قرار دادن این ابزارها، اروپا را قادر می‌سازد به‌راحتی به تعهدهایی نزدیک به یک بسته جسورانه هزار میلیارد یورویی برسد. استدلال‌های دراگی چارچوب فکری و پوشش سیاسی لازم را برای این کار فراهم می‌کنند. چنین نمایش قدرتی نه صدقه است و نه قمار سیاسی اشتباه، بلکه چیزی کمتر از یک بیمه‌نامه راهبردی نیست.

مهم‌تر از همه، این اقدام برای اروپا نفوذی می‌خرد که بتواند در هر پایان‌بندی‌ای که ترامپ برای جنگ اوکراین مذاکره می‌کند، نقش داشته باشد. کاخ سفید بارها اشاره کرده که خواهان یک توافق سریع است. بدون یک سهم مالی جدی، ترجیحات اروپا اهمیت چندانی نخواهد داشت. یک بسته هزار میلیارد یورویی همچنین پویایی بازدارندگی ناتو را تقویت می‌کند. اروپایی که توانمندی‌های خود را تأمین مالی می‌کند، یک مولد دارایی می‌شود نه یک مرکز هزینه و چنین اتفاقی راه واشنگتن را برای تحت فشار گذاشتن آن سخت تر می کند، به همین تناسب نادیده گرفتن اروپا دشوارتر می شود.

این اقدام همچنین می‌تواند اقتصاد فراآتلانتیک را تثبیت کند. سرمایه‌گذاری مشترک در ظرفیت‌های صنعتی دفاعی و فناوری‌های حیاتی، وابستگی‌های متقابل ایجاد می‌کند. یک سال مانده به انتخابات میاندوره‌ای، و در حالی که برخی در وال‌استریت از نشانه‌های تیره‌تر در اقتصاد آمریکا هشدار می‌دهند، حتی یک کاخ سفیدِ معامله‌محور نیز پیش از به‌هم‌زدن این هم‌پیوندی سودآور، دوباره فکر خواهد کرد.

یک تعهد هزار میلیارد یورویی همچنین در برابر نوسانات سیاسی، آسیب‌پذیری اروپا را کاهش می‌دهد. به‌کارگیری قدرت مالی، گزینه‌هایی ایجاد می‌کند. و گزینه‌ها قدرت می‌آورند.

اروپایی که پول می‌دهد، اروپایی است که نتیجه را شکل می‌دهد. اگر اروپا پول جدی روی میز نگذارد، باید انتظار نقشی حاشیه‌ای داشته باشد و نباید تعجب کند اگر در مذاکراتی که مستقیم به امنیتش مربوط می‌شود، کنار گذاشته شود؛ فقط به این دلیل که دیگران چک‌های بزرگ‌تری می‌نویسند.

به‌قول ماریو دراگی درباره دوران بحران یورو: «هر کاری لازم باشد» نباید شعاری باشد که فقط هر ده سال یک بار تکرار شود. لحظه ژئوپلیتیک امروز یک نسخه جدید می‌طلبد: «هر آنچه باید سرمایه‌گذاری کنیم».ماریو دراگی یک نقشه راه برای اقدام در مقیاس بزرگ به اتحادیه ارائه کرده است. اوکراین عرصه‌ای است که این منطق بیش از هر زمان دیگری اهمیت دارد. نگاه معامله‌محور ترامپ فقط به این موضوع فوریت بیشتری بخشیده است. اگر اروپا می‌خواهد هنگام تصمیم‌گیری ترامپ در مورد آینده اوکراین، واقعاً بر سر میز باشد، باید پول را نشان دهد. آن هم در مقیاس بزرگ. در این مورد، بی‌نزاکتی نیست. این بهای نفوذ امروز و امنیت اروپای فرداست.

ثبت امتیاز
نظرات
در حال حاضر هیچ نظری ثبت نشده است. شما می توانید اولین نفری باشید که نظر می دهید.
ارسال نظر جدید

تصویر امنیتی
کد امنیتی را وارد نمایید: