محسن انصاری تحلیلگر انرژی
وقتی به عقب برمیگردیم و به سال ۱۳۹۹ نگاه میکنیم، صنعت پتروشیمی ایران در یکی از حساسترین پیچهای تاریخی خود قرار داشت. سالی که از یک سو با فشار حداکثری تحریمها دستوپنجه نرم میکردیم و از سوی دیگر، پاندمی کرونا بازارهای جهانی را به رکودی بیسابقه کشانده بود. اما امروز که در سال ۱۴۰۴ ایستادهایم، روایت این صنعت، روایت «ماندن و جنگیدن» است؛ هرچند که هنوز تا رسیدن به قله، راه دشواری در پیش داریم.صنعت پتروشیمی ایران در بازه زمانی ۱۳۹۹ تا ۱۴۰۴، دورانی پرفراز و نشیب را پشت سر گذاشته است. دورانی که از آن میتوان به عنوان "گذار از کمیت به اجبارِ کیفیت" یاد کرد. در حالی که در سال ۱۳۹۹ (پایان دولت دوازدهم و آغاز قرن جدید) تمرکز بر عبور از ظرفیت ۹۰ میلیون تن بود، امروز در سال ۱۴۰۴، ادبیات صنعت به کلی تغییر کرده است.
۱. سال ۱۳۹۹: جهش دوم و میراثی برای فردا
در سال ۱۳۹۹، ما در میانه آنچه «جهش دوم پتروشیمی» نامیده میشد بودیم. در آن سال، ظرفیت تولید کشور به حدود ۹۰ میلیون تن رسید. اما واقعیت این بود که بخش بزرگی از این ظرفیت، همچنان درگیر تولید محصولات پایه و بالادستی (مثل متانول، اوره و پلیاتیلنهای معمولی) بود. درآمد ارزی حاصل از صادرات در آن سال، عصای دست دولت در روزهای سختِ نبودِ دلار نفتی شد، اما زنگ خطر «خامفروشی مدرن» همانجا به صدا درآمد.اما این اعداد، تمام واقعیت را نمیگویند. فاصله ۲۰ میلیون تنی بین "ظرفیت اسمی" و "تولید واقعی"، یعنی میلیاردها دلار سرمایهگذاری که نیمی از سال خاک میخورد. چرا؟ به دلیل کمبود خوراک.البته باید اذعان کرد که اگر در این چهار سال، بازار ارز فرو نریخت و دارو و کالای اساسی تامین شد، ما مدیون همین مجتمعهایی هستیم که در عسلویه، ماهشهرودیگر نقاط کشور، با چنگ و دندان تولید کردند. این صنعت، «آبروی ارزی» کشور را خرید.
۲. چالش بزرگ ناترازی گاز
از سال ۱۴۰۰ به بعد، یک هیولای خفته بیدار شد: ناترازی گاز. صنعتی که قرار بود پیشران اقتصاد باشد، در زمستانها با قطع گاز روبرو شد. این پارادوکس عجیبی است؛ کشوری که دومین ذخایر گاز جهان را دارد، برای تامین خوراک واحدهای پتروشیمیاش با مشکل مواجه شد. این ناترازی باعث شد بخشی از ظرفیتهای تولیدی ما در این سالها بلااستفاده بماند و فرصتهای صادراتی طلایی را از دست بدهیم.برآوردها نشان میدهد عدمالنفع ناشی از قطعی گاز در سالهای اخیر، سالانه بین ۷۰۰ میلیون تا ۲ میلیارد دلار بوده است.درسال های اخیر که صنعت پتروشیمی به جای فرش قرمز، با «قطع گاز» روبرو شد و ناترازی گازی که حاصل عدم سرمایهگذاری در بالادست بود، گریبانِ پتروشیمیها را گرفت.
صنعتی که بیشترین ارزش افزوده را از گاز خلق میکند، اولین قربانی قطع خوراک شد. امروز نهتنها پتروشیمی بابت ارزآوری تشویق نمیشود، بلکه در رسانهها و افکار عمومی به غلط به عنوان «مقصر کمبود انرژی» و «عدم بازگشت ارز به کشور» معرفی میشود. این بزرگترین بیمهری به صنعتی است که خود، قربانیِ سوءمدیریت کلان انرژی است.
۳.زخمِ کاری:
خصوصیسازیِ معیوب و مدیریتهای غیرتخصصی مشکل اصلی صنعت پتروشیمی ایران، نه تحریم خارجی است و نه حتی قطع گاز؛ درد اصلی «از درون» است. واگذاریهای غیرصولی ذیلِ عنوان خصوصیسازی، این صنعت یکپارچه را به صنعتی با مدیریت پراکنده تبدیل کرد.
امروز شاهدیم که صندلیهای مدیریتی در برخی هلدینگهای بزرگ و شرکتهای کلیدی، نه بر اساس «تخصص و تجربه»، بلکه بر اساس «سهمخواهی» پر میشوند. مدیرانی که شاید الفبای پلیمر را ندانند، سکاندار کشتیهای غولپیکر پتروشیمی شدهاند.
نتیجه این مدیریتهای غیرتخصصی و کوتاهمدت چیست؟
فراموش شدن طرحهای توسعهای بلندمدت.
تمرکز صرف بر سودهای آنی به جای تکمیل زنجیره ارزش.
فقدان استراتژی واحد برای بازاریابی بینالمللی.
۴. تغییر ریل به سمت زنجیره ارزش (۱۴۰۱ تا ۱۴۰۴) در سال های اخیر، ادبیات کارشناسی در ایران تغییر کرده است.
دیگر کسی فقط به دنبال افزایش «ظرفیت اسمی» نیست؛ امروز همه از «تکمیل زنجیره ارزش» حرف میزنند. ما فهمیدهایم که فروختن متانول خام به چین، در حالی که خودمان واردکننده محصولات نهایی پلیمری هستیم، بازی دو سر باخت است. حرکت به سمت تولید محصولات تخصصی (Specialty Chemicals) و گریدهای خاص مهندسی، هرچند کند، اما آغاز شده است.بزرگترین نقد به صنعت پتروشیمی ایران در این چهار سال، پایین بودن "متوسط ارزش هر تن کالای صادراتی" است. آمار تلخ: میانگین ارزش هر تن کالای صادراتی پتروشیمی ایران حدود ۴۰۰ تا ۵۰۰ دلار است. استاندارد جهانی: این رقم برای کشورهای پیشرو بالای ۸۰۰ تا ۱۰۰۰ دلار است. ما در محصولاتی مثل متانول، اوره و آمونیاک (محصولات پایه و نیمهخام) اشباع هستیم و سالانه میلیونها تن متانول را خام صادر میکنیم. در مقابل، کشور تشنهی محصولاتی است که در انتهای زنجیره ارزش قرار دارند برای مثال زنجیره پروپیلن، ما در تولید پروپیلن و مشتقات آن (مثل پلیپروپیلنهای گرید نساجی و پزشکی) کمبود شدید داریم. طرحهای PDH و GTP (تبدیل گاز به پروپیلن) در این چهار سال کند پیش رفتهاندویا پلیمرهای مهندسی. صنایعی مثل خودروسازی و لوازم خانگی برای قطعات خاص، نیازمند پلیمرهای مهندسی (مثل پلیکربنات، ABS پیشرفته و...) هستند که هنوز بخش زیادی از آن وارداتی است.
۵. مقایسه با رقبا؛ تلنگری برای بیداری
اگر نگاهی به همسایگان جنوبیمان بیندازیم، میبینیم که عربستان سعودی و قطر با سرعت خیرهکنندهای در حال ادغام پتروشیمی و پالایشگاه هستند. ما در ایران، علیرغم داشتن دانش فنی بومی و نیروی انسانی متخصص، همچنان در پیچوخم بروکراسی، تامین مالی و جذب سرمایهگذاری خارجی معطل ماندهایم.برای درک جایگاه ایران، باید به همسایگان و رقبای جهانی نگاه کنیم: عربستان سعودی (SABIC و آرامکو): رقیب اصلی ما استراتژی خود را تغییر داده است. آنها دیگر به دنبال ساخت مجتمعهای پتروشیمی ساده نیستند؛ بلکه به سمت COTC (تبدیل مستقیم نفت خام به مواد شیمیایی) رفتهاند. عربستان با خرید غولهای تکنولوژی (مثل سابیک توسط آرامکو)، در حال تولید محصولاتی با ارزش افزوده بسیار بالا است که ایران هنوز واردکننده آنهاست. چین: بزرگترین مشتری ما، در حال تبدیل شدن به بزرگترین رقیب ماست. چین با سرمایهگذاریهای نجومی در واحدهای PDH و تبدیل زغالسنگ به اولفین، به سرعت در حال خودکفایی در محصولاتی است که ما به آنها صادر میکنیم (بهویژه متانول و پلیاتیلن).نرخ خودکفایی در اتیلن و PX به شدت افزایش پیدا کرده است (۱۹% و ۱۸% رشد اخیر) و حالا ۴۴% تولید جهانی شیمیاییها را در دست دارند، با ۲۳% ظرفیت جهانی اتیلن!! آمریکا: با انقلاب "شیل گس" (Shale Gas)، هزینه تولید اتیلن در آمریکا به شدت کاهش یافته و آنها بازارهای صادراتی ما را تهدید میکنند.
سخن پایانی
صنعت پتروشیمی ایران از ۱۳۹۹ تا امروز، ثابت کرده که میتواند در برابر تحریمها قد علم کند و بیش از ۳۰ تا ۴۰ درصد درآمد ارزی کشور را تامین کند. اما برای آینده، ما نیازمند یک بازنگری اساسی هستیم. «دیپلماسی انرژی» فعالتر برای جذب سرمایه و تکنولوژی، و حل دائمی بحران خوراک (گاز) و انعطاف دهی به خوراک با استفاده از ظرفیت عظیم نفت خامموجود درکشور ، تنها راهی است که میتواند پتروشیمی را از یک تولیدکننده مواد خام، به یک قدرت تکنولوژیک در منطقه تبدیل کند.
ما نه فقط برای بقا، بلکه برای پیشرفت به این صنعت مدیونیم.