تاریخ انتشار: دوشنبه 23 فروردین 1395
بلایای 3  گانه در بازار نفت

  بلایای 3 گانه در بازار نفت

آدرس کوتاه
امتیاز: Article Rating
نفتون- گروه تحلیل / یادداشتی از رضا وثوقی : بازار جهانی نفت به بلایی 3 گانه دچاز شده است و  که هرکدام سهمی مهم در پیدایش و دوام این بی نظمی بزرگ بازار نفت را بر دوش می کشند، هرچند در ماه های اخیر اثرات مثبتی در تغییر مسیر بازار دیده شده است اما به واقع تا زمانی که بخش عمده این عوامل رفع نشود نمیتوان به بهبود بازار و بازگشت به قیمت های پیشین امید چندانی داشت.

 

بازار جهانی نفت طی یکی سال و نیم اخیر بزرگترین موج نوسان را طی تاریخ یک قرن گذشته خود تجربه کرده است؛ نوسان اخیر به جز دوره پرالتهاب دهه 70 میلادی که عوامل سیاسی مهم همچون جنگ اعراب و اسراثیل، تحریم فروش نفت از سوی کشورهای عرب و واقعه انقلاب اسلامی ایران ظهور کردند تقریبا در طول تاریخ یک قرن گذشته بازار جهانی نفت بی سابقه بوده است اما آنچه که بیشتر اهمیت دارد واکاوی دلایل و عوامل پرتاثیر ظهوراین موج نوسان است ؛ بررسی های بیشتر حکایت از این دارد که به جز اثر کمرنگ آشوب های سوریه سایر عوامل موثر بر التهاب های اخیر بازار نفت همگی ریشه در زیرپوست رشد اقتصادی و چشم انداز " روند توسعه" کلان اقتصادهای جهان دارد و التهاب های سیاسی این بار کمترنی نقش را در پیدایش فراز و فرودهای طلای سیاه برجای گذاشته است.

 

در ادامه 3 عامل مهم و موثر بر پیدایش نوسان بزرگ اخیر در بازار جهانی نفت بررسی خواهد شد ، این 3 عامل شامل تغییر مدل اقتصادی چین و کاهش تقاضای این کشور برای مصرف نفت ، خیزش دوباره صنعت نفت امریکا در پرتو لغو قانون ممنوعیت صادرات و نیز انفعال و بی تدبیری کشورهای عمدتا جهان سومی تولیدکننده نفت بوده است ، ذکر این نکته ضروری است که شرایط و چشم انداز بازار جهانی نفت به گونه ای نیست که بتوان پیش بینی نزدیک به واقعی نسبت به سالهای آتی داشت اما تا زمانی که این 3 عامل قدرتمند همچنانبه حیات خود ادامه دهند نمی توان به تحولی عمیق در بازار جهانی نفت یا احیای نرخ های بالای 50 دلار امید زیادی داشت.

 

تغییر بزرگ در حاشیه یانگ تسه

 

برخی رفتارشناسان اقتصاد جهان، چین را " موتور" اقتصاد قرن بیست و یکم نامیده اند، این کشور با بالاترین رشد اقتصادی در میان کشورهای در حال توسعه ، در رده های نخست بزرگترین مصرف کنندگان در لیست بسیاری از کالاهای خام جهان است که نفت مهمترین آنهاست.

 

این کشور با مصرف روزانه حدود 9 تا 10 میلیون بشکه نفت خام ، تقریبا یک دهم کل نفت تولیدی جهان را می بلعد، مصرف نفت خام در چین تابعی محض از روند " شدت توسعه " این کشور است اما در یک سال و نیم اخیر میزان تقاضای نفت در چین کمتر از میزان پیش بینی ها بوده است به گونه ای که حتی با وجود پیش بینی های آژانس جهانی انرژی درباره کاهش میزان تقاضای نفت در چین ، در برخی موارد ، واقعیت حتی از این نیز فراتر رفته است.

 

مصرف بالای انرژی در دوره رشد اقتصادی چین  ناشی از عوامل متعددی است که نوسان در هر کدام از این عوامل می تواند بر سطح کلان تقاضای انرژی در چین تاثیر گذارد ، شدت رشد صنعتی ، توسعه شهری و افزایش مصرف انرژی به ویژه سوخت های مصرفی در سیستم حل و نقل( حتی کاهش یا افزایش فروش خودرو) ، رشد جمعیت شاغل و افزایش درآمدهای طبقه مهم مصرف کنندگان چینی از جمله اصلی ترین دلایل و عوامل بنیادی شدت یافتن تقاضای انرژی و ولع این کشور برای واردات نفت خام است.

 

اثر شاخص رشد و  صنعتی شدن در میزان افزایش مصرف انرژی(و بالتبع میزان تقاضای انرژی) و شدت انرژی نسبت مستقیم دارند، رشد اقتصادی چین در شش‌ماهه نخست سال 2015، هفت درصد بوده است؛ رشد تقاضای چین برای گاز طبیعی، و نفت خام در هر دو سال2015  و پیش بینی 2016 در مجموع نسبت به سالهای 2010 تا 2014 کاهش چشمگیری را تجربه کرده است؛ کشور چین در دوره چهارساله با مبداء سال 2010 میلادی ارقام رشد اقتصادی بسیار عالی را تجربه کرد و از 10 تا 7.8 درصد رشد را در کارنامه خود ثبت کرد، این روند در سال 2015 با کاهش رشد اقتصاد چین به 7.3 در پایین ترین عدد از کارنامه 25 ساله رشد اقتصادی این غول اقتصادی آسیایی قرار گرفت و بر همین اساس شاخص تقاضای نفت خام این کشور هم افتی بی سابقه را تجربه کرد.

 

از سویی دیگر عوامل مهم دیگری هم در کاهش تقاضای نفت خام چین به عنوان بزرگترین وارد کننده نفت و دومین کشور مستقل مصرف کننده نفت خام جهان وجود دارد که شناخت آنها هم در فهم دلایل بروز نوسان در بازار جهانی نفت لازم است ؛ طی دو سال اخیر آمار  رشد جمعیت این کشورکند شده است به گونه ای که مسئولان عالی کشور چین نسبت به کاهش نرخ موالید در دهه های آتی اظهار نگرانی کرده و به تازگی ، پس از سالها قانون محدودیت در فرزندآوری زوج های چینی را لغو کردند.

 

با این حال، یک مشکل مهم اقتصاد رو به توسعه چین، نسبت جمعیت مسن در مقایسه با جمعیت در سن اشتغال است. بنا بر اعلام  نهادهای جهانی ، جمعیت افراد در سن اشتغال چین در سال 2020 میلادی به بالاترین حد خود خود خواهد رسید و پس از آن کم‌کم رو به کاهش می‌رود ؛ هرچند جمعیت کل چین تا سال 2040 میلادی از مرز یک میلیارد و 600 میلیون نفر عبور خواهد کرد اما برآوردها نشان می دهد که میانگین سن جمعیت چین در سال 2025 میلادی، 40 سال خواهد شد در حالی که این رقم در سال 1995 میلادی 27 سال بوده است.

 

همه این عوامل باعث شده است تا طی دو سال اخیر و گرچه بی سر و صدا ، مسئولان بلندپایه چین برای یک تغییر بزرگ و استراتژیک در حوزه اقتصاد این کشور گام بردارند، اقتصاد چین که از اوایل دهه 80 میلادی بر پایه اقتصادی صنعتی و با محوریت صادرات انبوه خیزش خود را آغاز کرد اکنونبه سمتی می رود تا ضمن حفظ میزان اثرگذاری خود بر روندهای اقتصادی مهم جهان، اما نگاه اصلی خود را به تامین بازار بزرگ مصرف داخلی چین با جمعیتی حدود یک و نیم میلیارد نفر معطوف کند، در حقیقت چینی ها با درک شرایط و تغییرات بنیادین رخ داده در اقتصاد جهانی دست به تغییر مدل رشد اقتصادی خود زده اند ، چین با سرعت به سمت مدل جدید اقتصادی که هدف اصلی آن تحریک تقاضا در بازار پرکشش داخل است گام بر می دارد و این روند به احتمال زیاد در سالهای آتی و در چشم انداز 2025 میلادی به شدیدترین حالت خود نیز خواهد رسد بر همین اساس نمی توان به بازگشت دوباره حجم تقاضای نفت چین در سالهای 2010 تا 2014 امیدی قطعی داشت .

 

همین تغییر بزرگ در مدل رشد اقتصادی به علاوه سایر عوامل موثر بر رفتارهای جمعیتی چین باعث شده است تا عامل تقاضا و ولع مصرف نفت خام این کشور با دگرگونی بزرگی مواجه شود ، اتفاقی که بی شک اصلی ترین عامل در کاهش حجم تقاضا در بازار جهانی نفت در یک سال و نیم اخیر بوده است و همین امر سقوط تاریخی نرخ های طلای سیاه را رقم زده است.

 

در حاشیه رودخانه یانگ تسه تغییری عظیم در حال انجام است تغییری که یک تنه می تواند بر چشم انداز بازار جهانی نفت اثر گذارد و آنرا تا سالهای متمادی در خوابی عمیق فرو برد.

 

خیز دوباره صنعت نفت آمریکا، بلای جان بازار

 

کشور ایالات متحده آمریکا ، قدیمی ترین تولید کننده نفت در جهان است ، این کشور همچنین در سالهایی متمادی یکی از بزرگترین فعالان صحنه صادرات نفت در جهان بوده است ، قوانین و مقررات نفتی آمریکا و تسلط شرکت های خصوصی بر مالکیت و سیاست های تولید و صادرات نفت به صنعت نفت آمریکا مجال می داد تا بی اعتنا به روند تقاضای داخلی نسبت به صادرات نفت هم اقدام کنند، اما از اوایل دهه 80 میلادی این کشور با اعمال سیاست های ملی صادرات نفت خود به خارج را متوقف کرد، آمریکا بزرگترین ضربه اقتصادی را در طول بحران های نفتی دهه 70 میلادی تجربه کرد، کار به جایی رسید که حتی بنزین در آمریکا سهمیه بندی شد و زمزمه آشوب های اجتماعی بر علیه سیاست های اقتصادی کلان امریکا در این کشور احتمال وقوع داشت، از اوایل دهه 80 میلادی  دولتمردان آمریکا با تحلیل روند رشد اقتصادی آتی این کشور قانون منع صادرات نفت را وضع کردند تا شرکت های نفتی این کشور تنهابه تامین نیازهای داخلی امریکا فکر کنند، این قانون اما پس از قریب به 40 سال در آذرماه 1394 با تصویب کنگره آمریکا رفع شد، این مصوبه اخیر به همراه خیز دوباره صنعت نفت آمریکا و افزایش تولید نفت خام این کشور یکی از دلایل بنیادین بروز نوسان در بازار جهانی نفت و نیز از عوامل مهم و موثر بر ناکامی تلاش ها درباره بازگرداندن طلای سیاه قیمت های بالا بوده است .

 

طی دو سال اخیر حجم تولید داخلی نفت آمریکا نزدیک به دو برابر افزایش داشته است و همین مسئله از نیاز واردات نفت این کشور تا حد زیادی کاسته است، آمریکا از شرایط کاهش رشد اقتصادی چین در دو سال اخیر بهره برد و تلاش کرد تا با ایجاد رقابتی " شبه استعماری" فروشندگان سنتی نفت به آمریکا را برای اعمال تخفیف های بیشتر راضی کند.

 

عربستان، نیجریه و الجزایر که به صورت سنتی نفت آن ها به بازار آمریکا سرازیر می شد در رقابت با دیگر تولید کنندگاه آسیایی برای یافتن بازارهای جایگزین مجبور به کاهش قیمت شدند ، به موازات نفت تولیدی داخل امریکا هم روندی رو به رشد را تجربه می کرد و با لغو قانون صادرات نفت آمریکا ، سرریز شدن نفت بخشی از تولیدکنندگان امریکایی به بازار را رقم زد.

 

در لایحه بودجه سال 2016 آمریکا هم پیش‌بینی شده است که هیچیک از مسئولان دولتی فدرال آمریکا نمی‌توانند بر صادرات نفت خام این کشور محدودیت اعمال کنند و به همین دلیل احتمالا تا پایان سال 2016 و نیز در چشم انداز فروش محموله های مدت دار در بازار جهانی نفت تا نیمه سال 2017 احتمالا همین اثر برروند قیمت گذاری های نفت خام تداوم خواهد داشت.

 

از سویی دیگر افزایش تلاش ها برای استخراج نفت از آب های عمیق خلیج مکزیک و کانادا نیز پتانسیل های جدیدی در بازار مصرف آمریکا ایجاد کرده است ، امریکا به حدود 14 میلیون نشکه مصرف روزانه نفت بزرگترین مصرف کننده این ماده در جهان است و هرنوع تغییر در سیاست های تولیدی ، صادراتی و مصرفی این کشور می تواند اثری آشکار بر روند نرخ های جهانی نفت داشته باشد.

 

انفعال کشورهای نفتخیز، زمینه ساز تداوم آشوب در بازار

 

کشورهای نفتخیز و تولیدگنندگان سنتی همچون اعضای اوپک اصلی ترین بازندگان بازار جهانی نفت بوده اند ، این کشورها یک دهه اخیر با نفت بالای صددلار خود را در فهرست " خوشبختی در سایه طلای سیاه " می دیدند اما توفان سقوط قیمت ها طی یک سال و نیم گذشته همه رویاهای انها را بر باد داد، در این میان ان دسته از کشورهایی که موفق شدند اقتصاد خود را در اثر مصرف دلارهای نفتی ده سال گذشته تا اندازه ای بازسازی کنند و همزمان به جذب سرمایه های خارجی هم اولویت دادند تا اندازه ای در برابر زیان های ناشی از سقوط نرخ نفت مقاومت کردند و خود را نباختند که در این میان شاید جمهوری آذربایجان مثال بارزی باشد، اما در سوی دیگر برخی کشورها که در اثر افزایش درآمدهای نفتی سیاست های انبساطی اقتصادی اتخاذ کردند و یا در دروه رشد قیمت ها هم با محدودیت در بازسازی همه جانبه اقتصاد خود مواجه بودند تقریبا بلافاصله بعد از جدی شدن فاجعه سقوط نرخ نفت با ترک هایی عمیق بر دیوار اقتصادی خود مواجه شدند، ونزوئلا را باید پیشگام زیان دیدگان این گروه نامید.

 

از نخستین ماه های آغاز افت بهای نفت ، نشانه های جدی از فراگیر بودن این بحران و تاثیر مخرب آن در اقتصاد کشورهای نفتخیز آشکار شد، انتظار می رفت در گام نخست اعضای قدیمی ترین گروه صادرکنندگان نفت یعنی سازمان اوپک طرحی برای مقابله با روند سقوط نرخ نفت بیایند اما همه امیدهای این اقدام با ممانعت عربستان سعودی ناکام ماند. کاهش قیمت جهانی نفت باعث خارج شدن شیل نفت از لیست " آلترناتیوهای طلای سیاه" می شود با هرنوع تلاش برای کاستن از روند افت بهای نفت مخالفت کرد و حتی در تصمیم هایی عجیب نفت صادراتی خود را با تخفیف به بسیاری از مشتریان خود در آسیا و آمریکا عرضه کرد، این کشور همچنین از حصول هرنوع تصمیم منتهی به کاهش سقف تولید اوپک ممانعت کرد و به تعبیری یک تنه در برابر اقدام های " احتمالا سازنده" در مسیر بهبود شرایط بازار ایستاد.

 

از طرفی از نیمه های سال 2015 میلادی تنش در روابط ایران و عربستان به اوج رسید و این کشور با هدف محرم کردن رقیب سیاسی سنتی خود یعنی ایران از فضای جدید اقتصادی که در اثر توافق برجام بدست آمده بود، بر دامنه تلاش هایش برای " خراب کردن" بازار نفت به زیان ایران افزود.

 

در همین ایام البته تلاش هایی از سوی ونزوئلا و برخی کشورهای دیگر نظیر عراق و نیجریه هم برای متقاعد کردن عربستان به دست برداشتن از این بازی " دوسر باخت" انجام گرفت که بازهم به دلیل " لجبازی ریاض" و نیز فقدان همگرایی در میان کشورهای عمده نفتخیز ، همه این تلاش ها ناکام ماند.

 

اکنون در حدود 20 ماه از زمان اوج گرفتن تب سقوط قیمت های نفت می گذرد اما نه کشورهای عضو اوپک و نه سایر کشورهای خارج از این سازمان موفق به پیاده سازی یک طرح مناسب برای مقابله با تداوم سقوط قیمت نفت نداشته اند، از دو ماه قبل به این سو ، اعضای اوپک راضی شدند تا روسیه را به عنوان بزرگترین تولیدکننده نفت جهان و اصلی ترین رقیب خارج از اوپک خود به تصمیم گیری های خود بیفزایند و طرح بزرگ موسوم به " فریز نفتی " را برای مهار شتاب افت قیمت نفت ارائه کرده اند اما باز هم در ظاهر فعلا در انجام این طرح ناکام مانده اند.

 

نبود همگرایی و اتحاد در تصمیم گیری در میان کشورهای مهم صادرکننده نفت چه در درون اوپک و چه میان اعضای این سازمان با کشورهای خارج از اوپک بی شک یی از مولفه های مهم و اثرگذار در تداوم التهاب و نوسان در بازار جهانی نفت بوده است، با وجود اینکه تقریبا همه این کشورها در " زیان اقتصادی ناشی از سقوط نرخ نفت" هم درد هستند اما برای خروج از این فضا ، شوربختانه اندیشه های سیاسی را معیار و مبنای تصمیم های خود قرار می دهند.

 

عوامل 3 گانه فوق در مجموع مهمترین دلایل پیدایش و نیز مهمترین عوامل تداوم التهاب و نوسان در بازار جهانی نفت طی یک سال و نیم اخیر است ، بی شک تا زمانی که این عوامل به صورت بنیادین دچار تغییر نگردد و یا عاملی جدید در تضاد با این موارد مجال ظهور نیابد نمی توان به بازگشت نرخ های جهانی نفت به شرایط قبل و محدوده قیمتی بالای 70 دلار امید چندانی داشت ، چه بسا حتی در محدوده قیمتی باثبات 50 دلاری هم چشم انداز مطلوبی دیده نمی شود.

 

منتشره در شماره 519 هفته نامه دانش نفت

ثبت امتیاز
نظرات
در حال حاضر هیچ نظری ثبت نشده است. شما می توانید اولین نفری باشید که نظر می دهید.
ارسال نظر جدید

تصویر امنیتی
کد امنیتی را وارد نمایید: